سرمقاله – دوقطبی سازی ویرانگر

امروز خراسان جنوبی_محمد راعی‌فرد

اتفاقات آنچنان به سرعت و چون رود خروشان شکل گرفت که همگی چه مردم و چه مسئولان از آن عقب افتادند. هر لحظه خبری و هر چند ساعت و یا دقیقه تغییر قیمتی. هر روز خبری یکسویه چه این سوی آب و چه آن سوی آب، بمباران خبرهای راست و دروغ و فیک مردم را تبدیل به یک سیبل متحرک کرده که دائماً بر روح و روان آنان شلیک می‌شود. لذا خروجی این اتفاقات سریالی و تسلسلی یک دوقطبی ویرانگری را برکشور حاکم کرده است. تحلیل‌ها اگر منطبق بر اهداف یکی از این قطب‌ها نباشد به سرعت دچار حمله و قضاوت و پیش داوری و تخریب و ترور شخصیت می شود. از یک سو روایت قطب دولت را که رقم کشتار در دو شب را سه هزار نفر اعلام می‌کند و از سوی دیگر اعداد نجومی در حد سی یا ۶۰ هزار نفری که اینترنشنال اعلام می‌کند. واقعیت کشتار هزاران نفر در دوشب متوالی را نه می‌توان کتمان کرد و نه می‌توان با انواع روش‌ها و‌ روایت سازی ها عادی سازی نمود که انگاری هیچ اتفاقی در کشور نیفتاده است. روح جامعه به شدت زخمی و عصبانی و دچار ترومای خطرناکی شده است. اینکه اتقاقات با توجه به مستندات موجود و فیلم‌هایی که پس از رفع نصفه و نیمه قطع اینترنت که روزهای طولانی قطع بود و کشور در خاموشی مطلق قرار داشت؛ نشان می‌دهد که واقعیت‌ها با روایات روز اول تفاوت‌های زیادی دارد. البته که نمی‌توان از گروه‌هایی که اعتراضات را به سمت وسویی کشاندند که فاجعه بزرگی را بر مردم و نیروهای دولتی بار کردند به راحتی گذشت و آنان را در حاشیه امن قرار داد. چرا که به آتش کشیدن اماکن دولتی و حمله به پایگاه‌های نظامی توسط مردم عادی و با دست خالی که برخی با خانواده و کودکان‌شان در این اعتراضات شرکت کردند نه با منطق جور در می آید و نه با عقلی سلیم. هرچه بود اتفاقی که نباید می افتاد رخ داد و تبعات آن در کوتاه مدت روی بد سکه را نمایان خواهد ساخت. اینکه رسانه ملی همه چیز را عادی نشان دهد نشان از بی‌مبالاتی و پاشیدن نمک بر زخم هزاران خانواده جوان از دست داده است. تعجب اینکه بازهم به دنبال چرایی این اتفاقات نیستیم و به دنبال معلولیم تا علت. این که چرا بامردم حرف زده نمی‌شود دیگر تبدیل به یک روش و عادت برخی مدیران شده است. مشکلات و گره های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ناگهان دهان باز نمی‌کنند. این تلنبار سالها نامدیریتی‌ها و گروه بازی های سیاسی است که اینک تبدیل به خشمی غیرقابل کنترل رسیده است. جمع کردن تظاهرات و با نگاه قطبی اغتشاشات، پاک کردن صورت مسئله است. کشور در معرض جنگی ناخواسته و در حالت تعلیق نه جنگ و نه صلح به سر می‌برد که قرار است مذاکره آن هم در این شرایط روانی جامعه بین ایران و آمریکا که به آن هم خواهیم پرداخت انجام شود که احتمالاً ختم بخیر شدن آن شاید بسیار ضعیف باشد. امیدکه ختم بخیر شود تا بتوانیم به مردم ودردشان و انبوه سؤالات بی پاسخ شان برسیم.