اظهارات تازه رئیسجمهور درباره پایان پراکندگی منابع عمرانی و تمرکز دولت چهاردهم بر پروژههای ریلی اولویتدار، اگرچه در ظاهر نویدبخش اصلاح یک رویه فرسایشی است، اما برای استانهایی مانند خراسان جنوبی بیش از هر چیز یک پرسش جدی را زنده میکند: آیا این بار، تمرکز دولت شامل استانهای محروم هم میشود یا باز هم قطار توسعه از کنار آنها عبور خواهد کرد؟
مسعود پزشکیان در جلسه بررسی و ارزیابی پیشرفت پروژههای حملونقلی کشور، صراحتاً اعلام کرد که دولت چهاردهم قصد دارد «تابوهای ایجادشده در عرصههای اجرایی و عمرانی» را بشکند و مهمترین آن را رفع موانع تسهیل و تسریع تکمیل پروژهها دانست. او با اشاره به محدودیت شدید منابع مالی تأکید کرد که دیگر امکان پراکندن اعتبارات میان طرحهای متعدد و نیمهجان وجود ندارد؛ طرحهایی که نه به سرانجام میرسند و نه اثر ملموسی بر توسعه مناطق میگذارند.
پایان پراکندگی؛ آغاز
یک انتخاب
رئیسجمهور بهروشنی گفت که دولت به جای توزیع منابع میان پروژههای متعدد، بر طرحهای دارای توجیه تمرکز خواهد کرد؛ پروژههایی که بتوانند سریعتر به بهرهبرداری برسند. این جمله، اگرچه منطقی به نظر میرسد، اما در عمل به معنای یک انتخاب سیاسی_توسعهای است: اینکه کدام مناطق «دارای توجیه» تشخیص داده شوند و کدام مناطق سالها همچنان در صف انتظار بمانند.
در همین چارچوب، پزشکیان اجرای موفق شبکه حملونقل ریلی استان تهران و حومه را بهعنوان «پیشران» و الگوی سایر مراکز استانها معرفی کرد؛ الگویی که باز هم نگاه مرکزمحور در سیاستگذاری زیرساختی کشور را یادآوری میکند.
چرا خراسان جنوبی همیشه درحاشیه است؟
اما مهمترین بخش سخنان رئیسجمهور در خطوط پایانی اظهاراتش نهفته است؛ جایی که بهصراحت اعلام میکند: «پراکندگی منابع در پروژههای متعدد و کماثر پایان یافته و دولت چهاردهم تمرکز خود را بر تکمیل پروژههای ریلی اولویتدار، بهویژه کریدورهای شرق–غرب، شمال–جنوب و رینگ ریلی تهران و مناطق حومه معطوف کرده است.»
این جمله، برای خراسان جنوبی هم امید است و هم هشدار. امید از آن جهت که استان در مسیر کریدور ریلی شمال_جنوب کشور تعریف شده و سالهاست اتصال ریلی بیرجند به شبکه سراسری، یکی از مطالبات اصلی مردم و نخبگان استان است. هشدار از آن رو که تجربههای گذشته نشان داده خراسان جنوبی، با وجود قرار گرفتن روی نقشه کریدورها، در عمل سهمی از اولویتها نبرده است.
البته پزشکیان در سفر به خراسان جنوبی اعلام کرد که دولت برای تکمیل پروژه ریلی استان مصمم است اما روند تخصیص اعتبار به این پروژه با قول ها و گفته ها تناقض دارد. استان اولویت خود در بهره مندی از منابع تهاتر نفتی را از کف داده و این حقیقتی غیر قابل کتمان است.
ریل؛ مسئله حیاتی استان
نه پروژه لوکس
برای خراسان جنوبی، راهآهن یک پروژه تزئینی یا توسعهای لوکس نیست؛ بلکه زیرساخت حیاتی بقا و خروج از بنبست جغرافیایی است. استانی که نه به شبکه آزادراهی متصل است و نه از مزیت حملونقل ارزان برخوردار بوده، سالهاست هزینه محرومیت زیرساختی را با مهاجرت، رکود اقتصادی و عقبماندگی صنعتی پرداخت میکند.
در چنین شرایطی، وقتی دولت از «تمرکز بر پروژههای ریلی اولویتدار» سخن میگوید، افکار عمومی خراسان جنوبی حق دارد بپرسد: آیا راهآهن این استان جزوه اولویتهاست یا باز هم در فهرست پروژههای «کماثر» قرار میگیرد؟ آیا دولت چهاردهم قرار است همان مسیر دولتهای قبل را با ادبیات جدید ادامه دهد؟ یا واقعاً تعریف اولویت را از مرکز به پیرامون بازنویسی میکند؟
آزمون صداقت دولت چهاردهم
حرفهای رئیسجمهور از نظر نظری درست است؛ پراکندگی منابع، آفت توسعه کشور بوده. اما معیار سنجش صداقت این سیاست جدید، نه در تهران و حومه، بلکه در استانهایی مانند خراسان جنوبی مشخص میشود؛ جایی که سالهاست پروژهها نیمهکاره ماندهاند و هر دولت، اولویت را جای دیگری تعریف کرده است.
اگر قرار است تابوها شکسته شود، نخستین تابو باید همین باشد: اینکه توسعه ریلی فقط برای استانهای برخوردار و پرجمعیت تعریف نشود.
خراسان جنوبی حالا منتظر است ببیند تمرکز دولت چهاردهم، تمرکز بر عدالت فضایی است یا صرفاً بازآرایی همان نقشه قدیمی توسعه.
وبسایت روزنامه امروز خراسان جنوبی