سرمقاله / من از جنگ می‌هراسم

 

امروز خراسان جنوبی_محمد راعی‌فرد

شرایط حاکم بر جامعه به آن چنان مرحله‌ای رسیده که نمی‌توان از گل و بلبل و پروانه و سر بر هم ساییدن بنفشه‌ها و گل‌های ریز اغوا کننده کنار جوی‌های آب نوشت و مخمور هوای ناب بهار و اصوات دل انگیز چکاوکان خوش آواز نگاشت… .واقعیت این روزهای کشورمان که از امروز کلیک شروع زندگی اجتماعی‌اش زده میشود به مرحله‌ای رسیده که نوبت به تصمیمات سخت رسیده، دیگر نمی‌توان این دست و آن دست کرد و با شعار درمانی زمان خرید. من از جنگ بین خودی‌ها در جاده‌های مرگ می‌ترسم. جنگی که تاکنون و در زمانی کوتاه چندروزه حداقل ۹۰۰ نفر را به کام مرگ کشانده و هزاران نفر را زخمی و معلول کرده تا مشخص شود مهمترین عاملش کیفیت پایین خودروهای ساخت داخل است آن هم با قیمت های باورنکردنی. من از جنگ آب به شدت می‌هراسم که نمونه‌ای از آن را در بازی مرگ و زندگی اصفهان و یزد دیدیم و به هراس‌مان افزوده شد که بعد از این دو استان نوبت کدامین استان‌ها فرا رسیده است؟! من از مرگ طبیعت کشورمان به دلهره‌ای باورناکردنی دچارشده‌ام. زباله های باقیمانده در سواحل جنوبی قشم و… آن چنان تکان‌دهنده بود که چاره‌ای نیست تا بنویسیم که مردم ما تا رسیدن به تکامل اجتماعی فرسنگ‌ها فاصله دارند و توان بروز شخصیت کمال انسانی را در کوچکترین مسائل اجتماعی را ازدست داده‌اند و اینگونه رفتارها را برای فرار از مسئولیت شخصی واجتماعی؛ به گردن حاکمیت می‌اندازند. من از هوسرانان و کاسبان تحریم به شدت بیم دارم. از آنانی که با دست پس میزنند و با پا پیش میکشند و از رو در رویی با یک اتفاق تاریخی و جنگ‌ لفظی رو در رو با آمریکا هراس دارند و چون همیشه به دنبال واسطه میگردند. واسطه گری از بازار داخل به سیاست خارج هم نفوذ کرده است. من ازجنگی می‌هراسم که میتواند در کوتاه مدت ما را با تمام زیرساختهایی را که با خون دل فراهم کردیم جدا کرده و زمین‌گیر کند. هر چند هزاران هزار موشک را راهی تل آویو و حیفا کنیم که شخم‌شان بزنیم. تلفنی حرف‌زدن با کشورهای دست چندم هیچ مشکلی را از ما حل نمی‌کند. نیروی بازدارندگی باید در ۸۵ میلیون نفر جمعیت کشور ایجاد شود نه فقط در داشتن هزاران موشک و پهپاد و حتی بمب اتم.

بازدیدها: ۱۶