اجرای قانون دائمی مالیات بر ارزش افزوده از ۱۳ دی
رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور از اجرای قانون دائمی مالیات بر ارزش افزوده از تاریخ ۱۳ دی امسال خبر داد.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما از رسانه مالیاتی ایران، آقای داود منظور با اشاره به اجرای قانون دائمی مالیات بر ارزش افزوده عنوان کرد: قانون مالیات بر ارزش افزوده یکی از قوانین مترقی نظام مالیاتی است و با اجرای آزمایشی این قانون از سال ۱۳۸۷ و دائمی شدن آن از ۱۳ دی امسال، یکی از برنامههای مهم تحول نظام مالیاتی به سرانجام میرسد.
رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور اعلام کرد: از جمله مزایای این قانون میتوان به شفافیت مبادلات اقتصادی در کشور، حمایت از بخشهای تولید و سرمایهگذاری، ساماندهی معافیتهای مالیاتی، اصلاح فرآیند دادرسی مالیاتی، کمک به توسعه شهرها و روستاها، رفع برخی ایرادات قانون قبل به ویژه در زمینه تسهیل فرآیند انتقال بار مالی به مصرفکننده نهایی و نهایتا افزایش کارآیی و اثربخشی نظام مالیاتی و کاهش فرار مالیاتی اشاره کرد.
وی گفت: با توجه به عدم راهاندازی سامانه مؤدیان در تاریخ ۱۳ دی امسال، تا زمانی که این سامانه راهاندازی شود، صرفا اشخاص مشمول موضوع فراخوانهای هشتگانه، مکلف به انجام تکالیف قانونی از جمله ارائه اظهارنامه مالیاتی و پرداخت مالیات و عوارض ارزش افزوده حداکثر ۱۵ روز پس از پایان هر دوره مالیاتی خواهند بود و سایر موارد از جمله تعاریف، تاریخ تعلق، مأخذ، نرخ، معافیتها، استرداد، مالیات کالاهای خاص، مالیات و عوارض خاص، جرائم، نحوه تخصیص، انتقال و توزیع مالیات و عوارض، رفع اختلاف و دادرسی مالیاتی تابع قانون جدید است.
پس از ۵۸۰ روز؛ مرگ و میر روزانه کرونا در کشور به ۳۴ نفر رسید
مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت اعلام کرد: پس از ۵۸۰ روز، مرگ و میر روزانه بیماران کرونایی به ۳۴ نفر رسید. آخرین بار ۵ خردادپارسال، رکورد ۳۴ فوتی در روز ثبت شده بود.
رشد چکهای مبادلهای وصولی در آبانماه/ بهبود وضعیت کسبوکارها
رشد ۳۰ درصدی تعداد و مبلغ چکهای مبادلهای و وصولی در آبانماه بیانگر بهبود وضعیت کسب و کار در کشور است.
چک به عنوان یک شاخص اعتبار در بازار است و آمار و ارقام چکهای وصول شده میتواند منعکسکننده وضعیت کسبوکار در کشور باشد.
براین اساس بررسی آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد که در آبانماه میزان چکهای مبادلهای و وصول شده نسبت به ماه گذشته ۳۰ درصد رشد داشته است. این رشد گویای این است که گامهای اولیه دولت سیزدهم که برای بهبود وضعیت کسب و کارها برداشته شده نتیجهبخش بوده است.
براساس آخرین آمارها، در دومین ماه پاییز ۱۴۰۰ در کل نزدیک به هفت میلیون ۱۰۰ فقره چک در کشور مبادله شده است که در مقایسه با ماه گذشته ۳۰.۲ درصد از نظر تعداد رشد داشته است.
علاوه بر رشد چکهای مبادلهای از نظر تعداد، رقم چکهای مبادلهای نیز نسبت به ماه قبل ۲۴.۹ درصد رشد داشت. در این دوره ۲ هزار و ۵۰۵ هزار میلیارد ریال چک مبادله شده است.
از کل چکهای مبادلهای در کشور ۹۱.۱ درصد وصول شده است که در مقایسه با آبانماه ۳۰ درصد رشد داشته است. این میزان چکهای وصولی حکایت از بهبود توان مالی کسب و کارها در کشور دارد.
ارز ترجیحی؛ حمایت از مستضعفان یا رانتخواران؟
اجرای سه ساله طرح اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به برخی کالاها و آشکار شدن اثرات سوء آن بر اقتصاد کشور و فراهم شدن بستر رانت و فساد، اعداد و ارقام نشان میدهد که متوسط افزایش قیمت کالاهای برخوردار از ارز ۴۲۰۰ تومانی بیشتر از کالاهای دیگر بوده است.
به گزارش ایرنا از نورنیوز، یکی از پربحثترین تصمیمات اقتصادی اخذ شده در دولت دوازدهم که به دلایلی چون اجرای سیاست «فشار حداکثری» توسط دولت ایالات متحده پس از خروج دونالد ترامپ از برجام و جهش ناگهانی قیمت دلار در برابر ریال رقم خورد، تعیین نرخ ارز ۴۲۰۰ تومانی برای گروهی از کالاهای وارداتی بود.
این تصمیم که با هدف جلوگیری از اثرپذیری معیشت مردم از فشار تحریمهای خصمانه غرب به اجرا درآمد، گرچه شاید به عنوان یک مُسکِن کوتاهمدت میتوانست جلوی وارد آمدن شوک به بازار را بگیرد، اما با سوء مدیریت در شیوه اجرا و تعلل در توقف آن، خود به معضلی بزرگ تبدیل شد که نه تنها نتوانست جلوی رشد قیمتها را بگیرد بلکه بستر فساد و رانتخواری را برای عدهای مهیا کرد.
اکنون با گذشت سه سال از اجرای این تصمیم و آشکار شدن اثرات سوء آن بر اقتصاد کشور و فراهم شدن بستر رانت و فساد، اعداد و ارقام نشان میدهد که آسیبهای گوناگونی به بدنه اقتصاد کشور وارد شده که تنها یک نمونه آن هدر رفت مقادیر هنگفتی از ذخیره ارزی کشور به علاوه تحمیل هزینه روزانه یکهزار میلیارد تومان به دولت است.
اینکه تصمیم به تداوم این سیاست تا پایان عمر دولت دوازدهم مبنای سیاسی داشته یا اقتصادی، موضوعی است که درباره آن صحبتهای فراوانی شده اما آنچه مسجل است اینکه؛ روند افزایش قیمتها در بازار، تنها چند ماه پس از آغاز اجرای این طرح به وضوح نشان داد که اهداف تعیین شده قابل دستیابی نیست و کنترل کار از دست دولت خارج شده است.
موضوع قابل توجه این است که بررسی آمارهای منتشر شده از سوی مراکز رسمی کشور نشان میدهد که متوسط نرخ تورم در مورد کالاهای مشمول ارز ۴۲۰۰ تومانی در بازه زمانی اجرای این طرح از سایر کالاها بیشتر بوده است.
منطق تعیین عدد «۴۲۰۰ تومان» برای قیمت دلار از سوی دولت قبل که هنوز مشخص نیست بر مبنای کدام محاسبه به دست آمده، طی مدت سه سال گذشته همواره محل بحث و مجادله کارشناسان اقتصادی بوده و اخبار متناقض جلسه پرحاشیهای که گفته میشد در آن به طرحهای دیگر اعتنایی نشده تا مدتها نقل محفل رسانهها و کارشناسان بود.
به هر شکل امروز با توجه به شرایط اقتصادی کشور، دولت سیزدهم به دلایل متعددی از جمله ضرورت تغییر روند اشتباه فعلی و جلوگیری از هدر رفت منابع ارزی کشور، تصمیم به اصلاح این سیاست و اجرای اصولی قانون هدفمندی یارانهها گرفته است.
این روند اصلاحی که از ابتدای روی کار آمدن دولت آقای رییسی همچنان به مرحله اجرا نرسیده، البته باز هم موافقین و مخالفینی دارد. برخی از نقطه نظر عدم تابآوری مردم، اجرای این طرح را در شرایط کنونی مناسب ندانسته و در مقابل، بسیاری بر این موضوع اتفاق نظر دارند که چون سیاست قبلی ضمن هدر رفت منابع ارزی، برای دهکهای کمتر برخوردار آوردهای نداشته و صرفا موجب شکلگیری رانتهای هنگفت برای گروههای خاص شده، دولت ناگزیر از این جراحی اقتصادی است.
از سویی؛ باید به این نکته توجه داشت که موضوع اصلاح و ترمیم شیوه اختصاص ارز ترجیحی از ابتدا به اشتباه فهم شد و معادل تشدید تورم و گرانی قرار گرفت، حال آنکه منطق این روند اصلاحی در واقع حذف تخصیص بیهوده ارز دولتی به عدهای خاص و تزریق معادل ریالی آن به یارانه نقدی دولت به مردم است.
این فرآیند که قرار است همزمان با اصلاح قانون هدفمندی یارانهها و تخصیص عادلانه یارانه به دهکهای مختلف جامعه صورت پذیرد، نه تنها فرصت سوء استفاده و دلالی را از گروههای خاص میگیرد بلکه با حفظ این منابع ارزی در داخل کشور، همزمان ضمن کمک به تثبیت بازار ارز، قدرت خرید مردم را برای تامین نیازهای خود افزایش می دهد.
به بیان دقیقتر؛ اگر بهانه اجرای تصمیم قبلی، جلوگیری از کوچک شدن سفره مردم بود، حالا به دلیل عدم تامین آن هدف و تشدید فشار بر دهکهای پایین جامعه، ضروری است که این روند به نفع جیب مردم اصلاح شده و دولت از زیر بار این هزینه هنگفت خارج شود.
بررسی نرخ تورم مواد غذایی از آغاز اجرای تخصیص ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی در سال ۱۳۹۷ تاکنون نشان میدهد که سفره مردم روزبهروز کوچکتر شده، حال آنکه قرار بود با اختصاص این ارز به واردکنندگان، قیمتها افزایش نیافته و کنترل شوند.
بر این اساس؛ بدیهی است که هر عقل سلیمی به این گزاره رأی مثبت خواهد داد که دولت هر چه زودتر جلوی حراج منابع کشور را گرفته و بازار را به نفع مردم به ویژه دهکهای کمتر برخوردار مدیریت کند.
توجه دقیق مجریان به الزامات اجرای این طرح و برنامهریزی دقیق، همهجانبه و هماهنگ برای پیشبرد این اقدام ضروری، ضمن آنکه موجب اصلاح مسیر اشتباه گذشته خواهد شد از نوسانات قیمتی که میتواند به دلیل برخی اثرگذاریهای روانی اجرای طرح به وجود آید، جلوگیری خواهد کرد.
تقلا برای ورود به اتاق مذاکره/ سالیوان در تل آویو چه می کرد؟
اینگونه القا می شود که هماهنگی ویژه E۳ و رژیم صهیونیستی با میل قلبی آمریکا که خود را دلواپس مذاکرات وین نشان می دهد؛ همخوانی چندانی ندارد اما این ادعا از کجا ناشی می شود و واقعیت آن چیست؟
به گزارش مهر روز دوشنبه ۶ دی، ایران و ۱+۴ بار دیگر دور میز مذاکرات وین مینشینند تا ادامه دهنده گفتگوها برای رفع تحریمهایی باشند که کلید بازگشت آمریکا به توافق برجام است.
در عین حال، دور هشتم گفتگوهای وین به منزله دومین رویارویی مذاکره کنندگان دولت جدید ایران با تروئیکای اروپایی است که با کنار گذاشتن موضع منفعلانه دوره ترامپ، نقش به ظاهر پیچیدهای را برای خود انتخاب کرده اند که تا حد زیادی به اهرم تهدید متکی است.
نقش E۳ (انگلیس، فرانسه و آلمان) در مواجهه با آنچه که روزنامه «هاآرتض» از قول «عاموس هرئیل» تحلیلگر نظامی صهیونیست، از آن به عنوان «شگفتی از مواضع محکم طرف ایرانی» تعبیر میکند؛ چند وجهی و تا حدی مایه سردرگمی است.
اول آنکه تروئیکا می کوشد از قالب سه کشور اروپایی فراتر رود و ۱+۴ را که شامل چین و روسیه هم میشود، یک کل منسجم در مقابل ایران جلوه دهد.
دوم آنکه وقتی «انریکه مورا» به نمایندگی از اتحادیه اروپا برای مذاکره با ایران پیشرفتی نسبی قائل میشود، E۳ در اقدامی متضاد با مورد اول، دم از عدم پیشرفت میزند.
سوم آنکه تروئیکا وانمود میکند که در روند بازگرداندن برجام به مسیر اصلی، حتی بیشتر از آمریکا به حفظ منافع رژیم صهیونیستی متعهد است.
در ادامه به هر یک از جنبههای نقش تروئیکا خواهیم پرداخت حال آنکه بازی E۳ فقط زمانی قابل درک است که نقش آمریکا را به عنوان حقیقت موازی که بیرون اتاق مذاکره پرسه میزند؛ موشکافی کنیم.
سالیوان در تل آویو / تحلیل یک سفر
سفر هفته گذشته «جیک سالیوان» مشاور امنیت ملی کاخ سفید به فلسطین اشغالی، شاید بهترین سرنخ برای باز کردن کلاف پیچیدگیهای عامدانه ای باشد که تروئیکا و آمریکا در مسیر بازگشت به اصل برجام ایجاد میکنند.
پیش درآمد انجام این سفر، انتشار خبری بود مبنی بر اینکه «جو بایدن» رئیس جمهور آمریکا سه هفتهای است که از پاسخ دادن به تماس تلفنی «نفتالی بنت» نخست وزیر رژیم صهیونیستی خودداری میکند-خبری که قرار بود خروجی آن القای اختلاف واشنگتن-تل آویو در قبال به سرانجام رساندن مذاکرات وین باشد.
بازی E۳ فقط زمانی قابل درک است که نقش آمریکا را به عنوان حقیقت موازی که بیرون اتاق مذاکره پرسه میزند؛ موشکافی کنیمپیش از آن هم، ادعاهایی مطرح بود مبنی بر اینکه «رابرت مالی» نماینده آمریکا در امور ایران، با حضور در «لیورپول» که محل برگزاری اجلاس وزاری خارجه گروه ۷ بود؛ مانع از صدور بیانیهای شدید اللحن علیه ایران شد تا مبادا مذاکرات وین از مسیر اصلی خارج شود.
اولین استنباط از این جریان سازی آن است که «آمریکا مشتاق ورود به اتاق مذاکرات وین است». اما آنچه در پس این استنباط القا میشود؛ همان خطی است که تروئیکا دنبال میکند و به اتهام «طرح شروط غیر منطقی از سوی ایران» به عنوان مانعی برای حسن نیت ادعایی واشنگتن منتهی میشود.
اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره مذاکرات وین با یکدیگر به اختلاف برخورده اند میتواند از برخی جهات صحت داشته باشد اما این را نباید به منزله یک اختلاف بنیادی تلقی کرد. آنچه واشنگتن را دلخور کرده رجزخوانیهای تل آویو درباره استقلال عمل در توسل به گزینه نظامی علیه ایران است چرا که کوچکترین اشتباه در این زمینه با پاسخ دندان شکن تهران مواجه میشود. بایدن در لحظه راهبردی «چرخش تمام عیار به ایندوپاسیفیک» که مستلزم تمرکز نیرو و تجهیزات برای مهار چین است؛ توانایی آن را ندارد که خود را درگیر جنگ جدیدی در خاورمیانه کند.
تروئیکا و آمریکا / نقشهای مکمل
در واقع، سفر سالیوان به فلسطین اشغالی با این هدف انجام شد که تل آویو از مانور دادن روی گزینه نظامی دست بردارد چرا که تکرار این موضع آن هم وقتی قصد واقعی برای انجام آن وجود ندارد، از کارایی این تهدید که هدف اصلی اش ایجاد ترس در ایران است می کاهد.
این میتواند محتملترین تصویر از پشت پرده دیدارهای سالیوان با مقامات صهیونیست باشد چرا که خروجی آن مانور دادن روی سه طرح تکراری «حصول توافق نهایی در مذاکرات وین»، «حصول توافق موقت» و در نهایت «عدم توافق و افزایش کارزار فشار و تحریم» بود که در آن هیچ اشارهای به گزینه نظامی نشده است.
ادعاهای وزیر خارجه و رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی مبنی بر ارائه «گزینه نظامی باورپذیر» علیه ایران یا «افزایش آمادگی نظامی برای حمله احتمالی» هم در حد رجزخوانی است و برنامههای آتی تل آویو نهایتاً به ادامه خرابکاریهای بزدلانه قبلی ختم میشود.
سفر سالیوان به فلسطین اشغالی با این هدف انجام شد که تل آویو از مانور دادن روی گزینه نظامی دست بردارداما، در گوشه دیگر این سناریو، E۳ باید همچنان با جانبداری گاه و بیگاه خود از تل آویو و تکرار نگرانیهای این رژیم درباره برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای ایران، به دنبال تأمین منافع حداکثری غرب پای میز مذاکره با ایران باشد.
برای رسیدن به این هدف است که E۳ نقش سنتیتر یعنی واسطه گری میان ایران و آمریکا را به اتحادیه اروپا محول میکند و مواضع متفاوت و مبتنی بر خوشبینی مورا هم از همین جا ناشی میشود.
اما تروئیکا در خصوص وجه سوم نقش خود که القای اتحاد میان ۴+۱ است قطعاً با کامیابی همراه نخواهد بود. این را میتوان به خوبی در موضع وزارت خارجه چین که میگوید «آمریکا به عنوان مقصر بحران هستهای ایران باید سیاست اشتباه خود مبنی بر فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی را بازنگری و تمامی تحریمهای غیرقانونی علیه ایران و اشخاص ثالث را لغو کند»، مشاهده کرد. «میخائیل اولیانوف» نماینده روسیه در مذاکرات وین هم در واکنش به این ادعا که «ایالات متحده و سه کشور اروپایی در برابر نقض تعهدات ایران و سرعت پیشرفت هستهای آن با روسیه و چین در یک جبهه مشترک قرار دارند»، در حساب کاربری خود نوشت: «نه. شما راه حل ساده انگارانه ای ارائه میکنید که روسیه (و من معتقدم چین) نمیتواند با آن موافق باشد. ما از پیشرفت سریع برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران خوشحال نیستیم اما این پاسخی است به ادامه سیاست فشار حداکثری ایالات متحده».
در اینکه آمریکا خروج از برجام را «اشتباهی بزرگ» تلقی میکند شکی نیست اما با بازی درآوردن در برابر رسانهها یا اعطای نقش جدید به تروئیکا نمیتواند کاری از پیش ببرد. واقعیت این است که برای دولت بایدن راه میانبری وجود ندارد چرا که تنها کلید بازگشت به توافق، رفع تحریمها است.
امتناع بانکها از پرداخت تسهیلات به بخش ساختمان/ سهم مسکن ۵ درصد
گزارش منتشره از سوی بانک مرکزی نشان میدهد سهم بخش ساختمان و مسکن از کل تسهیلات بانکی همچنان در سطح ۵ درصد قرار دارد.
بر اساس قانون بودجه سال جاری باید بانکها ۳۶۰ هزار میلیارد تومان به ساخت مسکن اختصاص میدادند. همچنین بر اساس قانون جهش تولید مسکن، باید ۲۰ درصد تسهیلات بانکی به بخش مسکن منتقل شود.
این در حالی است که بر اساس اعلام بانک مرکزی در ۸ ماهه نخست امسال بیش از ۱,۷۲۷ هزار میلیارد تومان تسهیلات بانکی به بخشهای مختلف اقتصادی شامل صنعت، کشاورزی، بازرگانی، خدمات و مسکن پرداخت شده که سهم بخش مسکن و ساختمان بیش از ۹۰ هزار میلیارد تومان (۹۰ هزار و ۶۸۹ میلیارد تومان) بوده است.
بنابراین سهم بخش مسکن و ساختمان از کل تسهیلات بانکی ۸ ماهه امسال ۵.۲ درصد بوده که با سهم ۲۰ درصدی مقرر در قانون فاصله زیادی دارد.
اگر قرار بود ۲۰ درصد تسهیلات بانکی ۸ ماهه امسال به بخش مسکن و ساختمان برسد، سهم این بخش از تسهیلات بانکی تا پایان آبان ۱۴۰۰ باید به ۳۴۵ هزار میلیارد تومان میرسید که تقریباً اندازه همان رقم مذکور در قانون بودجه سال جاری و قانون جهش تولید مسکن میبود؛ ضمن اینکه میبایست ۱۵ هزار میلیارد تومان مابقی هم در طول ماههای باقی مانده امسال به بخش مسکن تعلق میگرفت.
از سوی دیگر از ۹۰ هزار میلیارد تومانی که بانکها به بخش مسکن و ساختمان دادهاند، حدود ۱۷ هزار میلیارد تومان (۱۶ هزار و ۹۵۲ میلیارد تومان) سهم تسهیلات خرید مسکن و معادل ۱۸.۷ درصد کل تسهیلات بخش مسکن و ساختمان بوده است.
طرح ملی مسکن نتوانست بخش مسکن را از رکود خارج کند
از دیگر گزارشهایی که بانک مرکزی منتشر کرده، در خصوص رشد اقتصادی بخشهای مختلف اقتصادی در نیمه نخست امسال است.
این در حالی است که وزارت راه و شهرسازی دولت دوازدهم از اجرای بخشهایی از طرح ملی مسکن خبر داده بود.
بر اساس اعلام بانک مرکزی، رشد بخش مسکن و ساختمان در ۶ ماهه امسال منفی ۱۷ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن بود و روند کاهشی داشته که ناشی از رکود ساخت و ساز در کشور است.
اما بخش خدمات املاک و مستغلات در نیمه اول سال جاری در مقایسه با ۶ ماهه ۱۳۹۹ رشد اندک ۰.۲ درصدی را تجربه کرده که احتمالاً به دلیل افزایش ارزش املاک است نه تعداد معاملات بخش املاک و مستغلات.
بازار مسکن جان گرفت/ رشد شدید معاملات همراه با افزایش اندک قیمت
بر اساس اعلام بانک مرکزی تعداد معاملات مسکن در آذر امسال نسبت به آذر سال گذشته رشد ۲۸۸ درصدی داشت ولی متوسط قیمت هر متر مربع مسکن نسبت به آبان ماه افزایش ۱.۸ درصدی داشته است.
بانک مرکزی گزارش بازار مسکن آذرماه سال جاری را اعلام کرد که بر اساس آن ۲ هزار و ۷۷۲ فقره معامله مسکن به ثبت رسید که نسبت به ماه قبل از آنکه ۷ هزار و ۳۰۴ فقره معامله بود (آبان ۱۴۰۰) رشد ۳۳.۸ درصدی داشت.
همچنین تعداد معاملات مسکن نسبت به ماه مشابه سال گذشته (آذر ۱۳۹۹) که ۲ هزار و ۵۵۵ فقره بوده رشد ۲۸۲.۵ درصدی داشته است.
متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در آذرماه امسال ۳۲ میلیون و ۵۹۰ هزار تومان اعلام شده، این در حالی است که در ماه گذشته (آبان ۱۴۰۰) این شاخص ۳۲ میلیون تومان در هر متر مربع بود که نشان دهنده رشد ۱.۸ درصدی متوسط قیمت مسکن طی یک ماه است.
متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در ماه مشابه سال گذشته (آذر ۱۳۹۹)، ۲۶ میلیون و ۹۰۵ هزار تومان بود که نشان میدهد متوسط قیمت هر متر مسکن در آذرماه امسال نسبت به آذر سال قبل افزایش ۲۱.۱ درصدی به دنبال داشته است.
بررسی تحولات بازار اجاره مسکن
آن گونه که بانک مرکزی اعلام کرده در آذرماه امسال اجاره بها مسکن در شهر تهران نسبت به آذر ماه سال گذشته ۵۱.۲ درصد رشد داشته است.
همچنین اجاره بهای مسکن در کل مناطق شهری در مقایسه با آذر سال گذشته ۵۴.۲ درصد رشد نشان میدهد.
مقایسه قیمت مسکن در مناطق مختلف پایتخت
گرانترین منطقه شهر تهران، منطقه یک با متوسط قیمت ۶۹ میلیون و ۸۱ هزار تومان در هر متر مربع بود؛ در رتبه دوم نیز منطقه ۳ با متوسط هر متر ۶۱ میلیون تومان قرار دارد.
ارزانترین منطقه تهران نیز منطقه ۱۸ با متوسط هر متر ۱۵ میلیون و ۸۱۹ هزار تومان بود و پس از آن، منطقه ۱۶ با متوسط متری ۱۶ میلیون و ۸۷۲ هزار تومان برآورد میشود.
بیشترین تعداد معاملات مسکن در منطقه ۵ با ۱۴۰۰ فقره و منطقه ۱۰ با ۹۸۳ معامله مسکن رخ داد؛ کمترین تعداد معاملات نیز در آذر امسال در منطقه ۱۹ با ۹۷ و منطقه ۲۰ با ۱۱۱ معامله مسکن اتفاق افتاده است.
آیا درخواست ازدواج از سوی دختر کار درستی است؟
موضوعی به نام درخواست ازدواج از سوی دختر وجود دارد که فرهنگ ایرانی آن را نمیپذیرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، خواستگاری به عنوان مقدمه زندگی مشترک و مهمترین بخش زندگی هر فردی از گذشته دارای یک سری کلیشهها و بایدها و نبایدهایی بوده که تا امروز بدون فکر کردن به دلیل وجود این رسوم، صرفا به آنها عمل شده است.
خواستگاری سنتی در قدیم به این معنا بوده که دختر و پسری که یکدیگر را تا پیش از این ندیده بودند به سبب معرفی اقوام و یا همسایهها با یکدیگر آشنا میشدند و ازدواج در قالب سنتی نیز اینگونه بوده که خواستگاری از سوی خانواده پسر صورت میگیرد و ازدواج اتفاق میافتد. اما با گذر زمان روند ازدواج نیز تغییر پیدا کرده و دیگر دارای کلیشههای قدیمی نیست و شاهد پیشنهاد شروع ارتباط جدی و یا ازدواج از سوی دخترها هستیم.
اگر حق انتخاب را برای دختر همانند پسر در نظر بگیریم می توانیم بپذیریم که دختران نیز می توانند در فضایی سالم و مناسب ابتدا انتخاب کنند تا اینکه منتظر بمانند تا انتخاب شوند و نگرشهای قبلی که در گذشته در رابطه با ازدواج وجود داشت با پذیرش این موضوع تغییر پیدا خواهد کرد.
اما برای تغییر در فرهنگ یک جامعه که در راستای اصول اخلاقی و دینی آن کشور باشد نیاز به وجود بسترسازی، آموزش و فعالیت شبانهروزی است تا این تغییرات در بهبود فرهنگ و افزایش بهرهوری آن کشور موثر باشد.
حسین ابراهیمی مقدم متخصص روان شناسی و استاد دانشگاه در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان، در خصوص پیشنهاد ازدواج از سوی دختران اظهار کرد: از دیرباز یک سری رسم و رسوم ها در جامعه و فرهنگ ایرانیان در ارتباط با ازدواج بوده است و یکی از مهم ترین تصمیم های زندگی هر فردی محسوب می شود، معمولا با توجه به اینکه مردها در جامعه ی کشاورزی و دامپروری به عنوان بازوی کاری محسوب می شدند به همین دلیل از خانه خارج می شدند، اما خانم ها به دلیل خانه داری میزان حضور آنها در خانه بیشتر بود و نسبت به مردها کمتر از خانه خارج می شدند لذا اینکه از خانه خارج شوند و به نوعی انتخابی داشته باشند بیشتر برای مردها اتفاق می افتاد.
از سوی دیگر مردها در مقام شکارچی قرار داشتند و به طبع باید در کمین حیوانات می نشستند و شکارشان را در دام می انداختند. همچنین بحث ازدواج و انتخاب همسر هم برای این دسته از مردها به تعبیری جنبه شکار داشت اما نه به معنای واقعی این کلمه بلکه معنای شکار یک عشق و یا زندگی وآینده را می توانست داشته باشد.
به همین دلیل ما عمدتا شاهد این موضوع بوده ایم که مردها برای به دست آوردن همسر خود خواستگاری می کردند، در حال حاضر عملا این بافت ها تغییر پیدا کرده است و ما شاهد این مسئله هستیم که خانم ها نیز در بعضی از موارد از محیط بیرون از خانه حاضرمی شوند فعالیت می کنند و طبیعی است که مثل گذشته صرفا در خانه نباشند که توسط دوست، آشنا و فامیل مورد رصد قرار بگیرند.
حتی شاید این احساس را داشته باشند که اگر بخواهند خیلی دست روی دست بگذارند شاید سن مناسب ازدواجشان بگذرد و موقعیت مناسب خودرا برای ازدواج را به دلایل مختلف در محیط بیرون خانه از دست بدهند به همین دلیل این حرکت و علامت دادن ها و بعدا جلوتر رفتن و پیشنهاد دادن ها آرام آرام در جامعه ی ما از سمت خانم ها هم شکل پیدا کرد.
البته با توجه به اینکه این ساختار از قبل اسلام هم وجود داشته و دین اسلام نیز منعی برای آن نداشته است ما شاهد خواستگاری حضرت خدیجه از پیامبر اسلام(ص) هستیم به نظر می رسد که از منظر دین مشکل خاصی با این قضیه وجود نداشته باشد اما از نظر فرهنگی هنوز فرهنگ ایرانی در اغلب نقاط کشور خیلی با این مسئله کنار نیامده است و حتی شاید ما مواردی را داشته باشیم که دختر تا آخر عمر خود یک عشق پنهانی را در قلب خود نگهدارد و بیان نکند و یا حتی اگر عنوان شود احتمالا از سمت پسر پذیرفته نشود یا خانواده ی پسر این رفتار دخترا را به عنوان یک رفتار سبک سرانه و به نوعی غیر مودبانه تلقی کنند.
در بعضی از موارد ما شاهد این بوده ایم که این مسئله به عنوان یک امتیاز منفی برای دختر تلقی شده ، تحت این عنوان که دختر بسیار پررو، متوقع و از خود راضی است که البته می تواند هیچ یک از این موارد صحت و واقعیت نداشته باشد و آن دختر صرفا خواسته ی آن آرزو را اصطلاحا به خانه ی همسرش ببرد و علاقه ی خود مطرح کرده باشد.
البته آمار دقیقی در این زمینه صورت نگرفته است و ما نمی دانیم میزان درصد این ازدواج ها چه قدر است اما اگر بررسی صورت گیرد می بینیم تقریبا در همه ی ازدواج ها، به غیر از ازدواج های کاملا سنتی و در مواردی که پسرها پیشنهادی را به دخترها داده اند این دخترها بودند که شرایطی را فراهم کردند تا پسر مورد علاقه ی خود به آنها پیشنهاد دهد اما اینکه دختری مستقیم جلو برود و اصطلاحا خواستگاری را مطرح کند تعدادش کمتر است و هنوز جامعه آن را نپذیرفته است.
همچنین در موارد معدودی که در کلینیک ها به صورت مورد های نوعی و نمونه ای وجود داشته است بررسی کرده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که هیچ تفاوت معناداری از نظر موفقیت و پایداری این نوع ازدواج ها با ازدواج هایی که پسر پیشنهاد دهنده بوده وجود ندارد چون معمولا دختر هم زمانی پیشنهاد خود را مطرح می کند که احساس کند آن پسر از درجه ای از پختگی برخوردار است و یا این احساس را دارد که این فرد به درجه ای از تفکر و تعقل رسیده است که حالا می تواند انتخاب خوبی داشته باشد و البته معمولا ما شاهد این هستیم که خانم ها سیاست های بهتری را در این شرایط مواقع نسبت به آقایان به خرج می دهند.
در این شرایط پیشنهاد و یا درخواست ازدواج به گونه ای مطرح می شود که طرف مقابل این احساس را داشته باشد که حق دارد تا انتخاب کند و طبیعتا وقتی این انتخاب صورت بگیرد احتمال اینکه بخواهد مشکلی به وجود بیاید خیلی کمتر خواهد بود. زوجینی که دچار مشکل می شوند حتی اگر از طریق سنتی و یا از طریق پیشنهاد پسر هم باشد به همان میزان دچار مشکل خواهند شد لذا در صورتی که شرایط و حدود و ثقور کاملا مشخص شود، بعید است مشکلات این نوع ازدواج بیشتر از مشکلات دیگر ازدواج های عادی باشد.
دسته ای از افراد می گویند این نوع پیشنهاد، یک فرهنگ وارداتی و غربی است و اشکال دارد، معتقدم مسئله ای که کارکرد مناسبی داشته باشد و بتواند تاثیر گذار باشد و دردی از دردهای جامعه را درمان کند، همچنین منافاتی با اخلاق و قانون و مسائل فرهنگ ما نداشته باشد حتی اگر وارداتی و غربی باشد اشکالی به آن وارد نیست، برای مثال فرهنگ رانندگی کشور جای کار و آموزش دارد که اگر ما بتوانیم از بعضی کشورهای دیگر همانند کشورهای غربی فرهنگ رانندگی را وارد کشور خود کنیم میزان تصادف کاهش و آرامش شهروندی افزایش پیدا کرد.
اگر برای بهبود شرایط از تجارب سایر کشورها در حال استفاده هستیم، بیان آن هیچ مشکلی نخواهد داشت زیرا هنگامی که یک تجربه و یا راه حل می تواند تاثیرات مثبتی در جامعه داشته باشد و باعث ایجاد مشکل ریشه ای را در سطح فرهنگ و جامعه ی ما نمی شود یا منافاتی با آمیزه های دینی ما ندارد به نظر من استفاده از واژه فرهنگ غربی و وارداتی مناسب نیست و بهتر است به جای سنگ اندازی برای بستر سازی مناسب تلاش کنیم، پیامدهای مثبتی که می تواند این نوع ازدواج ها داشته باشد این است که ابتدا تشکیل خانواده صورت می گیرد و همچنین اینکه دختر همانند پسر می تواندخواسته ی خود را مطرح کند.
موارد بسیاری وجود دارد که فرد ازدواج کرده و صاحب فرزند و نوه است اما متاسفانه گوشه ی ذهن خود مرد دیگری را دوست دارد و مدام منتظر فرصت و توجه از سمت او بوده است لذا می بینیم که این قضیه منجر به این می شود که فرد حداقل این حس را دارد که شانس خود را امتحان کرده و برای رسیدن به خواسته اش تلاش کرده است حتی اگر جواب منفی را از سوی پسر دریافت کرده است و کمتر خودش را سرزنش و ملامت خواهد کرد.
البته پیشنهاد ازدواج از سوی دختر تبعات منفی هم می تواند داشته باشد آن هم اینکه در بعضی از فرهنگ ها نگاه چندان مثبتی به دختر نخواهد شد و بعضی از پسرها هم نگاهشان این است که دختر چطور به خود اجازه می دهد تا حس خود را بیان کند و در نظر او دختر پررو و بی ادبی ممکن است به نظر بیاید، در بعضی موارد خانواده ها مخالفت می کنند و این مخالفت منجر به تنش و مشکلات درون خانواده خواهد شد به همین خاطر است که باید این موضوع با یک آمادگی خوبی این جلو برود و خانم شناخت کافی نسبت به خود و خانواده اش داشته باشد در غیر این صورت می تواند تبعات منفی داشته باشد.
از جمله تبعات منفی که احتمال دارد به وجود بیاید این است که دختر جواب منفی بشنود، وقتی در ازدواج معتقد هستیم پسر این حق را دارد موردی را که با شرایطش سازگار است آن را انتخاب کند در مورد دختر همان حق محفوظ است و هر دو می توانند در صورت داشتن معیار و شرایط سازگار جواب مثبت را به طرف مقابل بدهند.
مسلما رسانه ها می توانند با نشان دادن جنبه های مثبت یا منفی چنین پدیده ای در اشاعه و پیشگیری این مسئله موثر باشند، بر همین اساس بهتر است یک تیم کارشناسی قوی با حضور روان شناسان تشکیل شود و تمام جوانب این قضیه مورد بررسی قرار بگیرد و اگر این مسئله به عنوان کارکرد مثبت محسوب می شود رسانه ها می توانند شروع به بستر سازی مناسب از طریق فیلم ها، فضای آموزشی یا بحث و سخنرانی و…کنند.
با توجه به اینکه دخترها نسبت به پسرها از حساسیت های متفاوت و بیشتری برخوردارند اگر واقع بین نباشند دچار آسیب های جدی پس از شنیدن جواب منفی خواهند شد، معمولا در این شرایط ابتدا نگاهشان به سمت ظاهر خود خواهد رفت و این احساس که به اندازه ی کافی پذیرفته نشده اند و یا دوست داشتنی نیستند به آنها دست خواهد داد که به سرخوردگی و حال بد آنها منجر خواهد شد.
در صورت انتخاب صحیح از هر دو طرف توصیه ی ما این است که ببینیم آیا آمارها، آمارهای مثبتی است و افزایش میزان ازدواج را با خود در پی داشته یا خیر؟ همچنین در صورت انتخاب صحیح و آگاهانه از سوی دختر و پسر منجر به این مسئله خواهد شد که میزان درگیری ها و مشکلات افراد کمتر و احساس روانی مثبتی داشته باشند ، در این صورت بایستی که حتما بستر سازی مناسب در جامعه برای این موضوع صورت بگیرد، همچنین انتظار می رود شرایط و تسهیلات اقتصادی برای این مسئله درنظر گرفته شود تا افراد بیشتری به ازدواج های صحیح و سالم تشویق شوند.
اختصاص ۱۵ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومانی به هر کارت ملی
اوجی گفت؛ به تمامی افراد چه صاحب خودرو باشند یا نه، بر حسب کارت ملی ۱۵ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومانی تعلق میگیرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ جواد اوجی وزیر نفت گفت: به تمامی افراد چه صاحب خودرو باشند یا نه که یکسال در ایران اقامت داشته باشند، بر حسب کارت ملی ۱۵ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومانی تعلق میگیرد.
به گفته وزیر نفت، افراد میتوانند از این بنزین استفاده کنند یا میتوانند از بخش اعتباری به صورت ریالی استفاده کنند.